یادداشت اختصاصی اشکان ممبینی، کارشناس مسائل بین‌الملل؛

تقابل از پیش باخته ترامپ برابر ایران

هرگونه ماجراجویی نظامی علیه ایران، نه‌تنها در توان آمریکا نیست، بلکه هزینه‌هایی به‌مراتب سنگین و غیرقابل‌جبران برایش به‌همراه خواهد داشت.
اشکان ممبینی؛ کارشناس مسائل بین‌الملل
تاریخ انتشار: ۱۷:۱۴ - ۰۴ بهمن ۱۴۰۴ - 2026 January 24
کد خبر: ۳۰۰۰۸۴

تقابل از پیش باخته ترامپ برابر ایران

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ افزایش تهدیدات لفظی مقام های آمریکایی علیه جمهوری اسلامی ایران در روزهای اخیر، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، بازتابی از سردرگمی و ناتوانی راهبردی واشنگتن در مواجهه با واقعیت‌های میدانی منطقه است. آمریکا به‌خوبی می داند دوران تهدید و ارعاب گذشته و ایرانِ امروز، مقتدر، بازدارنده و آماده پاسخ است.

ایران با تمدنی کهن و اراده‌ای استوار، بارها در آزمون‌های سخت تاریخ، مقاومت در برابر قدرت‌های جهانی را اثبات کرده است

هرگونه ماجراجویی نظامی علیه ایران، نه‌تنها در توان آمریکا نیست، بلکه هزینه‌هایی به‌مراتب سنگین و غیرقابل‌جبران برایش به‌همراه خواهد داشت. ساختار دفاعی، توان موشکی، عمق راهبردی منطقه‌ای و پشتوانه مردمی جمهوری اسلامی، معادلاتی نیست که بتوان با لفاظی‌های رسانه‌ای نادیده گرفت.

تجربه‌های پیشین نشان داده است پاسخ ایران به هرگونه تجاوز، قاطع، متناسب و پشیمان‌کننده خواهد بود؛ پاسخی که می‌تواند موازنه قدرت را به‌طور کامل به زیان متجاوز تغییر دهد. آمریکا بهتر از هر بازیگری می‌داند آغاز درگیری با ایران، پایان آن را در اختیارش نخواهد گذاشت.

در چنین شرایطی، ادامه تهدیدات توخالی تنها آمریکا را به نقطه‌ای خواهد رساند که برای مهار بحرانِ خودساخته، ناچار به عقب‌نشینی و التماس برای توقف تنش شود. جمهوری اسلامی ایران آغازگر جنگ و پذیرای تهدید نیست؛ اما در دفاع از منافع، امنیت و عزت ملی هیچ تردیدی به‌خود راه نخواهد داد.

تهدیدهای پوچ آمریکا

مواضع تهدیدآمیز اخیر مقام های آمریکایی بار دیگر رویکرد تقابلی و غیرسازنده این کشور را در قبال جمهوری اسلامی ایران آشکار کرده است. تحلیل ژئوپلیتیک به وضوح نشان می‌دهد چنین اظهاراتی نه انعکاس قدرت، بلکه بازتاب درماندگی راهبردی و بن‌بست سیاست خارجی واشنگتن در برابر ایران است.

ایران با تمدنی کهن و اراده‌ای استوار، بارها در آزمون‌های سخت تاریخ، مقاومت در برابر قدرت‌های جهانی را اثبات کرده است. هرگونه ادعای تهاجمی از سوی بازیگران بین‌المللی نه تنها تهدیدی برای اراده ملی ایران به شمار نمی‌رود، بلکه گواهی بر ناتوانی آنان در درک صحیح توازن قوای نوین منطقه‌ای و بین‌المللی است.

منطق حاکم بر روابط بین‌الملل بر پایه احترام متقابل و گفت‌وگوی سازنده و نه تهدیدهای فرسوده و بی‌اثر استوار است

آمریکا با پرداخت هزینه‌های سنگین اقتصادی و سیاسی ناشی از مداخلات بی‌ثمرش در غرب آسیا، همواره در رویارویی با ایران چه در عرصه نظامی و چه دیپلماسی با شکست مواجه شده است. شکست مفتضحانه عملیات طبس در سال ۱۳۵۹ که به رسوایی آمریکا در صحنه جهانی انجامید و ناکامی‌های متعدد دیگر ازجمله در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، تنها نمونه‌هایی از شکست‌های پی در پی است.

در بُعد جهانی نیز آمریکا با تضعیف موقعیت هژمونیک خود روبرو شده و کاربرد زبان تهدید علیه ایران فاقد هرگونه پشتوانه عملی و واقع‌بینانه است. این مواضع در حقیقت مانورهای نمایشی برای پوشش ضعف‌های ساختاری این کشور هستند.

واقعیت اینکه چنین مواضعی بیش از هر چیز بیانگر نگرانی عمیق واشنگتن از تثبیت روزافزون نقش ایران به عنوان بازیگر کلیدی و قاعده‌ساز در معادلات منطقه است؛ نقشی که بارها به وسیله دیپلماسی فعال و مقاومت مؤثر در میدان عمل اثبات شده است و خواهد شد.

منطق حاکم بر روابط بین‌الملل در قرن بیست‌ویکم بر پایه احترام متقابل و گفت‌وگوی سازنده و نه تهدیدهای فرسوده و بی‌اثر استوار و ثبات و امنیت منطقه منوط به پذیرش این واقعیت از سوی تمام بازیگران، به ویژه آمریکاست. هرچند با توجه به رویکردهای هیجانی حاکم بر فضای سیاسی کنونی واشنگتن، تحقق این موضوع در کوتاه‌مدت دور از انتظار به نظر می‌آید.

ارسال نظر